موسیقی خرم آباد تال

بررسی موسیقی لری نوایی از گذشته های دور

 
 
نویسنده : امین رستگار فرد خرم آبادی - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩
 

رضا سقایی بزرگ مرد موسیقی لرستان در گذشت

رضا سقایی خواننده موسیقی لری  صبح روز یکشنبه بر اثر نارسایی تنفسی بعد از سالها بیماری در بیمارستان ساسان تهران در گذشت..وی از حدود ده روز پیش در بیمارستان ساسان تهران به علت عارضه مغزی بستری بود.

مرحوم سقایی درسال 1318در خرم اباد متولد شد..باید یقین داشت که رضا سقایی از خوانندگان برتر موسیقی ایران محسوب می شود.وی علاوه بر آثار ماندگار لری کارهایی نیز در دیگر زمینه های موسیقی بر جای گذاشته که همگی شنیدنی می باشد..( در یکی از مطالبی که در وبلاگ تال موجود می باشد به بر رسی زندگی نامه آن مرحوم پرداخته ایم...که برای اطلاعات بیشتر می توانید به آن مراجعه نمایید...)بگذریم رضا هم رفت و رفت!! ... مردم لرستان به خوبی اطلاع دارند که مرحوم رضا سقایی در این اواخر در چه شرایطی زندگی میکرد...براستی که ارزش آن مرحوم خیلی بیشتر از اینها بود که متا سفانه مورد کم لطفی آنهایی قرار گرفت که می توانستند برایش کارهایی انجام دهند امید وارم که وجدانشان برای دیگر هنر مندان بیدار شود...خیلی ها را سراغ دارم و دارید که به خاطر انجام یک کار ساده تا آخر عمر مورد تشویق از همه لحاظ قرار می گیرند.در صورتی که آثار ماندگار و ملی رضا و رضا های دیگر اصل افتخار برای لرستان و ایران محسوب می شوند . نه کار فلان آقا یا خانم !!!

باز هم آفرین به بچه های موسیقی و هنر لرستان که گاه گاهی به عیادت آن مرحوم می رفتند..حرف و گلایه برای گفتن و نوشتن زیاد دارم اما چه سود که دیگر رضا از میانمان رفته!!!

نمیدانم شاید رضا باز هم بخواند این بار هم با اهنگ سازی مرحوم میرزاده و تصنیفی بسازند برای همه ی کم لطفی های روزگار... روحش شاد و یادش گرامی...

 


 
 
در گذشت استاد پرویز مشکاتیان ....
نویسنده : امین رستگار فرد خرم آبادی - ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸
 

در گذشت استاد پرویز مشکاتیان ....

پرویز مشکاتیان کار هنری خود را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتور نوازی و آشنا با ویولون و سه تار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنر های زیبا در دانشگاه تهران شد.

مشکاتیان، ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد. وی در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می‌شد، به همراه پشنگ کامکار مشترکاً جایگاه نخست را به دست آورد.

مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود. وی در همهٔ این آثار، به عنوان آهنگ‌ساز و نوازندهٔ سنتور (در سِرّ عشق به عنوان نوازندهٔ سه‌تار) همکاری داشت.

وی با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ از او طلاق گرفت. او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.

پس از قطع همکاری با محمدرضا شجریان، وی با خوانندگانی چون علی جهاندار، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان و شهرام ناظری همکاری کرد. او همچنین در فستیوال جهانی موسیقی تحت عنوان (روح زمین) در کشور انگلستان شرکت کرد و مقام نخست را بدست آورد.

او در سال‌های اخیر کارهای کمتری بیرون داده‌است و خود سرپرست یک گروه موسیقی مشهور بوده که بنا به گفتهٔ اعضای گروه به سبب کم کاری وی آن گروه از هم پاشید (در سال ۱۳۸۴). یکی از واپسین کارهای وی یک نوار تکنوازی بود که در سال ۱۳۸۴ نواخت و منتشر کرد. همچنین وی در روزهای ۶ تا ۹ آذر ۱۳۸۶ به عنوان سرپرست گروه عارف کنسرتی در تهران برگزار کرد که حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده در آن شرکت داشت.

مشکاتیان، کتاب‌های فراوانی در زمینهٔ سنتور و موسیقی ایرانی تألیف کرده‌است. از این کتابها می توان به اثرهای رزم مشترک، شعر بی واژه، لاله بهار، بیداد و بیست قطعه برای سنتور اشاره نمود.استاد پرویز مشکاتیان در تاریخ ۳۰ شهریور سال ۱۳۸۸ در منزلش در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.

روحش شاد و یادش گرامی

 


 
 
نمیدانم چه بنویسم ..
نویسنده : امین رستگار فرد خرم آبادی - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ امرداد ۱۳۸۸
 

نمیدانم چه بنویسم ..

اما این را خوب می دانم که باز هم عزیزی از میانمان رفته..

 هنوز ایامی چند از مرگ مرحوم سید مهدی موسوی نگذشت ,,,,,

که با خبر شدم دوست خوبم محمد رضا کاکاوندی...سازنده ی چیره دست کمانچه مردی از دیار لرستان در اثر سانحه هوایی اخیر به رحمت خدا پیوسته ....اگر با چند روز تاخیر نوشتم به خاطر این است که باور این غم جانکاه برایم سخت است. مرحوم محمد رضا سی و هشت سال بیشتر از خدا عمر نگرفت و تسلیم سرنوشت شد..او از سال شصت و هفت فعالیت هنری خود را در زمینه ساخت کمانچه آغازنمود.,وی در رشته مکانیک تحصیل کرد و بعد از اتمام درس خود به صورت حرفه ای شروع به ساخت کمانچه نمود وی در چندین جشنواره معتبر داخلی و بین المللی توانست که در رشته ساخت کمانچه مقام های خوبی را کسب نماید. کمانچه مرحوم محمد رضا در سال هشتاد و دو توانست در هجدهمین جشنواره موسیقی فجر مقام اول را کسب نماید...و افتخاری دیگر برایمان بیافریند...یقین دارم که سازهای محمد رضا هم تک تک در سوگ استاد خود محمد رضا کاکاوندی نشسته اند و نغمه خداحافظی برای وی سر می دهند.....شب زده ؛ خورشید؛ مروارید سیاه ؛ کوه یخ و آخرین درخت؛ دیگر محمد رضا در بین ما نیست...

روحش شاد و یادش گرامی این بزرگمرد عرصه هنر لرستان

نوشته امین رستگارفرد


 
 
مرحوم سید مهدی موسوی
نویسنده : امین رستگار فرد خرم آبادی - ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧
 

       چند  روز پیش  باز هم جامعه هنرلرستان در سوگ عزیزی دیگر نشست

انسانی فراموش نشدنی و وارسته بنام زنده یاد مرحوم

سید مهدی موسوی.

در باره آن مرحوم باید گفت و نوشت:  که او براستی انسانی فروتن؛خوش اخلاق؛ با صداقت و درستکار بود...وی نیز در سالهای عمر کوتاه اما پربار خود زحماتی بی دریغ در راه پیشبرد موسیقی لرستان کشید.مرحوم سید مهدی موسوی به عنوان نوازنده ؛ آهنگ ساز و مدرس ساز نی در خرم آباد مشغول به فعالیت بود.و در این مدت آثار متعددی با صدای حزین نی خود در قالب های تکنوازی و گروه نوازی بر جای گذاشت. همچنین آن مرحوم در زمینه تدریس ساز نی فعالیت می کرد.بی شک برای همه ی ما از دست دادن چنین فردی عزیز و دوست داشتنی سخت است اما چه باید کرد؛ که:

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه هواره بجاست
خوش آن نغمه که مردم بسپارندش به یاد.

بله خوش آن نغمه که مردم بسپارندش به یاد.

روحش شاد و یادش گرامی چرا که همیشه در خاطره ها جای دارد.

امین رستگار


 
 
نورمحمد نسلش را تنها گذاشت!
نویسنده : امین رستگار فرد خرم آبادی - ساعت ٤:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٦
 

از سالهاي كودكي و نوجواني، نام «نيرممه» برايم يادآور يك حسرت بود، بدون اينكه از شعر و صداي وي لذتي درك كرده باشم وقتي مي ديدم پدري يا عمويي با ولع تمام گوشها را به ضبط صوت قديمي و باندپيچي شده اش مي چسباند تا «نيرممه» گوش بدهد با تمام وجودم غبطه مي خوردم كه چرا من نمي توانم با اين موسيقي و شعر ارتباط برقرار كنم!

وقتي گرايشم به لرستان و لرستان شناسي و به دنبال آن موسيقي و شعر لري ريشه دواند و ديدم «نيرممه پاپي» خود صاحب سبك و فرمانرواي بخش وسيعي از شعر و موسيقي معاصر  لر است اين را نه كتابها، نه كنسرتها و نه محافل موسيقي كه هواداران بي شمار وي در اطرافم به من ثابت مي كرد.

چاره اي نداشتم جز آنكه اقرار كنم در ارتباط با يك نوع هنر اصيل لرستان مشكل دارم، نمي توانم لذتي را كه عمويم از اين شعر، صدا و موسيقي درك مي كند بفهمم.

كمتر گمان مي كردم روزي مجبور باشم درباره اين «هنرمند لر به تمام معنا» سطري هم بنگارم، آنهم در اينترنت، آنهم براي مخاطبان جواني از دنياي مجازي www كه گوشهاشان عادت كرده است به بنيامين و صادقي و.. راستي اگر نشريه اينترنتي لور نتواند از نورمحمد پاپي بگويد از چه كسي قرار است بنويسد؟ مگر قرار نيست موضوع اين نشريه فرهنگ و ادبيات مردم لر باشد؟

خبر درگذشت نيرممه را شنيدم نشنيده گرفتم،  ادامه


 
 
← صفحه بعد